تبليغاتX
یا امام رضا مدد

i:\h\1234.swf

فاطمه بی پناه

 

یا امام رضا به این فاطمه پی پناه پناه بده جان جوادت امیدمو نا امید نکن اقا

من آمدم قبر تو را دیدم و رفتم

از روی ادب خاک تو  بوسیدم و رفتم

تا در دم مرگم تو بدیدار من آئی

من آمدم و قبر تو را دیدم و رفتم

ای عقده گشا تا ز دلم عقده گشائی

من حلقه به دربار تو کوبیدم و رفتم

من غرق گناه آمده بودم به حضورت

مشمول عطایای تو گردیدم و رفتم

تا  روز جزا در صف زوار تو باشم

رخسار به درگاه تو سائیدم و رفتم

با یاد طواف  ای قبله هشتم

گرد حرم قدس تو گردیدم و رفتم

چون دست بدامان وصال تو فکندم

دامن دگر از غیر تو بر چیدم و رفتم

دیدم که غریبی ز وطن ای شه مسموم

بر غربت تو اشک فشانیدم و رفتم

شرح غم جانسوز تو از هر که شنیدم

غم خوردم و گرییدم و نالیدم و رفتم

در سلک گدایان درت ماند( موید

من خاک تو بوسیدم و بوئیدم و رفتم


| | ارادت به آ قا در جمعه ششم آذر 1388;ساعت 22:24; توسط فاطمه;

محتاجم اقا

 

یا غریب الغربا بعد از خدا به شما پناه اورده ام .به گدایی دربارتان امده ام .اقا جان دس نیاز اورده ام جان جوادت خالی برنگردان.محتاجم


| | ارادت به آ قا در دوشنبه دوم آذر 1388;ساعت 20:8; توسط فاطمه;

نامه

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

اقا اومدم بنویسم اینجا برای شما و بگم که نامه های شرکت کننده در مسابقه نامه به امام رضا که د رحاشیه جشن میلادتون برگزار شده بود رو امروز صبح به مقصد استان قدس ارسال کردم امیدوارم کبوترها نامه ها رو به پنجره فولاد برسونن


| | ارادت به آ قا در چهارشنبه بیستم آبان 1388;ساعت 17:3; توسط فاطمه;

چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی ؟

چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی ؟

خدای « چاره ساز » را چرا صدا نمی کنی ؟

به هر لب دعای تو فرشته بوسه می زند

برای درد بی امان چرا دعا نمی کنی ؟

ز پرنیان بسترت شبی جدا نبوده ای

پرند خواب را زخود چرا جدا نمی کنی

به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند

به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی ؟

سحر ز باغ ناله ها گل مراد می دهد

به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی ؟

دل تو مانده در قفس جدا ز آشیان خود

پرنده اسیر را چرا رها نمی کنی ؟

ز اشک نقره فام خود به کیمیای نیمه شب

مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی ؟

به بند کبر و ناز خود از آن اسیر مانده ای

که روی عجز و بندگی به کبریا نمی کنی ؟


| | ارادت به آ قا در دوشنبه هجدهم آبان 1388;ساعت 22:59; توسط فاطمه;

سخت است تورا اگر کرامت نکنی

رویای خوش مرا اجابت نکنی

اهو شده ام ولی از ان میترسم

بد باشم و تو مرا ضمانت نکنی


| | ارادت به آ قا در دوشنبه هجدهم آبان 1388;ساعت 22:49; توسط فاطمه;

صلی الله علیک

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

سلام به همه اوناییکه منو میشناختند .میشناسند و نمیشناسند و شاید الان با خوندن این مطلب یه کم منو بجا بیارن.

فردا امتحان میان ترم دارم و استادم سخت گیره.درست و حسابی هم نخوندم بااین حال دلم نیومد اینجا ننویسم. یادم افتاد که جمعه گذشته همون ۸/۸/۸۸بود که نصف یه سال تقریبا هرشب با پیامهای بازرگانی پدیده شاندیز سروکار داشتیم.پیامک زدیم گرچه بیجواب بود.همون جمعه ای بود که شاید دیگه تکرار نشه با این تاریخ .من ازبس که نزدیک دوماه با دوستام برای برگزاری جشن دوندگی داشتیم باور کنید هنوز هم احساس میکنم تو ۸/۸/۸۸ هستم و هنوز هم دارم از پله های سالن مراسم بالا میرم تا به اتاق فرمان برسم و برنامه بعدی رو هماهنگ کنم.هنوز هم دلم برای برافراشته شدن پرچم استان قدس تو مراسم جشن تنگ شده بخصوص برای صلواتی که با صدای بلند و از ته دل ختم میشد.برای کلیپ آمدم ای شاه پناهم بده.که امروز هم مجری برناممون و از همکاران فرهنگی برنامه دوباره با پخش کلیپ تو اتاق بسیج دانشجویی دانشگامون یادآور خاطره قشنگ اون شب شد.امشب با یکی از دوستام تو مرکز استان که هفته پیش اومده بود جشن از طریق پیامک همکلام شدیم و یادآور ۸/۸/۸۸ بودیم که گفت جالبه منم یه همچین پیامکی به یکی فرستادم .حالا یک پیامک برام فرستاده منم برای شما تو این پست مینویسم.بقول دوستم این ذکرو یک استادی توی حرم یادشون داده که خیلی موثره به شرطیکه که توجه قلبی خونده بشه:

صلی الله علیک یا ابالحسن *صلی الله علی روحک و بدنک

اگه دلتون رفت تا پرواز کنه دور گنبد طلا ـ التماس دعا


| | ارادت به آ قا در جمعه پانزدهم آبان 1388;ساعت 22:30; توسط فاطمه;

راهب کلیسا

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس..
شاعر:سید حمید برقعی

| | ارادت به آ قا در دوشنبه یازدهم آبان 1388;ساعت 22:54; توسط فاطمه;

امدم ای شاه

یا ضامن آهو

 

آمدم ای شاه پناهم بده                خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجا در ره ماندگان                   دور مران از در و راهم بده

 ای گل بی خار گلستان عشق             قرب مکانی چو گیاهم بده

 لشگر شیطان بکمین من است            بی کسم ای شاه پناهم بده

 در شب  اول که به قبرم نهند               نور بدان شام  سیاهم   بده

ای که عطا  بخش همه عالمی             جمله   حاجات   مرا هم  بده

آ نچه صلاح است برای( عشاق)            از  تو اگر  هم   نخواهند بده

 

یا غریب الغربا جان جوادت آقا جواب دلتنگی های منو هم بده


| | ارادت به آ قا در دوشنبه یازدهم آبان 1388;ساعت 22:20; توسط فاطمه;

8/8/88

 

سلام

۸/۸/۸۸ گذشت اما همینکه گذشت تازه فهمیدم چقدر دلتنگ اقام.از شهریور تا قبل جشن درگیر انجام کارهای جشن بودم با دوستان ولی همینکه جشن تموم شد انگار همه ساکت شدن.اخه چرا؟

این مطلبی که براتون میزارم رو میخواستم برای جشن دانشگاه بخونم ولی یکی که حاجت گرفته بود بعد ۱۵ سال ازم خواست که بیاد و صحبت کنه منم جامو دادم به اون بنده خدا.قسمت نشد برای جشن داخل شهر بخونم .انگار قسمت بود بعد جشن میلاد تو وبلاگ خودم ثبت بشه .

 

خوشحال میشم اگه بخونید.

شفیع الله فی کل امور         ذات ذکر الله فی قلبی سرور

مطلع دیباچه حی قدیم         هست بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلامی به گرمای دست تو دوست

دلم لحظه ای با دلت روبروست

بگو عاشقی تا سلامت کنم

تمام دلم را بنامت کنم

مهربانا ای که در لحظات بی کسی و دلتنگی تنها پناهم هستی،نمیدانم چگونه سپاست گویم ،آخر آنقدر یکتای بی همتا هستی و محبتت بیکران است که من حقیر در برابر کرمت عاجزم و زبان دلم در بیان شکرگزاریت قاصر است.

خدایا! بنده حقیرت این بار نیز به حرمت جلال و جبروتت شکرگزار درگاه توست بخاطر اینکه باز به این دستهای غرق گناه فرصتی عطا نمودی تا عاشقانه ای دیگربنگارد.معبود من مرا دریاب و یاری ام نما تا با نام زیبایت «سلام» ،سلام ارادتم را تقدیم به کسی نمایم که نه تنها من بلکه تمام کسانیکه رسم دلداگی را آموخته اند و دلشان را به پنجره فولادش گره زده اند آرزوی ضمانتش را دارند.خدایا یاری ام نما تا از راه دور ،از سردترین گوشه بی کسی ،گرمترین سلام اخلاصم رابا نامت آغاز کنم:

« سلام»

«سلام ای پناه غریبان ،رضا                                     

سلام ای دلت رنگ باران ،رضا،

به موی پریشان و آشفته ام            

نظر کن بحال پریشان ،رضا

مولای من !کاش کبوترهای آستانت این بار هم صدای سلامم را از باب الجواد به شما برسانند.

معبودم ای خدای خالق عشق ، این بارعاشقانه ام را برای کسی میخوانم که سالهاست بی بهانه با یاد ونامش خو گرفته ام. خجسته میلاد باسعادت مولای عاشقان ،آشنای غریب کشور ایران ،سلطان مهربانی،حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بهانه ای شد تا با این واژه ها اینگونه ندای بیقرار دل تنگم را فریاد بزنم:

یا رضا(ع)

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

عمریست گرفته ای

مبادا رها کنی

آقاجان یا امام رضا(ع)! غیبتم را به حضور،خفایم را به ظهورو ظلمتم را به نور برسان!

دلم را مثل گنبد زیبایت،طلایی.روحم را سپید،راهم را سرخ،اعمال و آمالم را زلال و همه وجودم را نورانی کن مثل چلچراغهایی که داری .آقاجان ایام ولادت توست.نگاه ملتمسانه ام به دستان توست و دراین روزها به بهانه عیدی،در انتظار لطف و کرامتی دیگر.جامی ازسقاخانه عشق و شیدایی پرکن و به لبان خشکیده و جگر سوخته ام حواله کن.آیا بدین تمنا رضا خواهی داد؟ای غریب ترین ستاره آسمان امامت،قسم به غربت پاکت،قسم به جان جوادت،آنی به من و دلهای مشتاق دیدار که اکنون به یمن میلادت اشک شوق میبارند،توجه کن.مولای من ! جان جوادت درمحضر الهی شفاعتمان کن.

یا امام رضا(ع) واژه های سردرگم دفتر دلم اینچنین با شما سخن میگویند:

زائری بارانی ام آقا به دادم میرسی؟

بی پناهم خسته ام تنها به دادم می رسی؟

گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟

از کبوترها که می پرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی؟

ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی

پهنه آبی ترین دریا به دادم می رسی؟

ماه نورانی شبهای سیاه عمر من

ماه من ای ماه من آیا به دادم میرسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟

باز هم مشهد مسافرها هیاهوی حرم

یک نفر فریاد زد آقا  به دادم می رسی؟

 

حرم امام رضا برات کربلا میده،هرکی کربلا میره از حرم رضا میره،به غریب الغربا،شاه خراسان صلوات


| | ارادت به آ قا در یکشنبه دهم آبان 1388;ساعت 22:54; توسط فاطمه;

در برج ولا شمس هدی می آید

هشتم ولی خدا، رضا می آید

جا دارد اگر ما به همه فخر کنیم

زیرا که ولی نعمت ما می آید

سلامی به گرمای دست تو دوست

دلم لحظه ای با دلت روبروست

بگو عاشقی تا سلامت کنم

تمام دلم را بنامت کنم

خدایا! بنده حقیرت این بار نیز به حرمت جلال و جبروتت شکرگزار درگاه توست بخاطر اینکه باز به این دستهای غرق گناه فرصتی عطا نمودی تا عاشقانه ای دیگربنگارد.معبودم ای خدای خالق عشق ، این بارعاشقانه ام را برای کسی قلم میزنم که سالهاست بی بهانه با یاد ونامش خو گرفته ام،شاید هم عاشقش شده ام .خجسته میلاد باسعادت مولای عاشقان ،آشنای غریب کشور ایران ،سلطان مهربانی،حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بهانه ای شد تا با این واژه ها اینگونه ندای بیقرار دل تنگم را فریاد بزنم:

یا رضا(ع)

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

عمریست گرفته ای

مبادا رها کنی

 


| | ارادت به آ قا در چهارشنبه ششم آبان 1388;ساعت 20:28; توسط فاطمه;

روضه منوره

05112003334

| | ارادت به آ قا در دوشنبه چهارم آبان 1388;ساعت 23:3; توسط فاطمه;

بهشت رضوان

من بهشت رضوان را بی رضا نمی خواهم             جلوه گلستان را بی رضا نمی خواهم
بی رضا حقیرم من، با رضا امیرم من                     تاج و تخت سلطان را بی رضا نمی خواهم


| | ارادت به آ قا در یکشنبه سوم آبان 1388;ساعت 23:59; توسط فاطمه;

مبارک

 

یا امام رضا

وقتی خیلی ها میتونن روز تولد همدیگرو تبریک بگن چرا من به شما نگم روز میلاد خواهرتون حضرت فاطمه معصومه (س) مبارک .

التماس دعا دارم یا امام رضا


| | ارادت به آ قا در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388;ساعت 23:17; توسط فاطمه;

استقبال از کاروان خدام رضوی .خادمین امام رضا ع روز دوشنبه27/8/88 ساعت 9فلکه صیقلان رشت.همچنین همان شب مراسم شب میلاد حضرت معصومه با سخنرانی استاد ادیب یزدی و مداحی برادر مرتضی طاهری و قرائت قران حاج سعید توسی در محل مهدیه رشت.ساعت 19


| | ارادت به آ قا در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388;ساعت 18:32; توسط فاطمه;

یه شب وقتی بااین دوبیت شعر روبرو شدم یاد ارزوی خودم افتادم که دلم مخیواد خادم مولاامام رضا باشم.

کاش جاروکشی صحن نصیبم می شد

دل من خادم مولای غریبم می شد

حالا من با تمام ارادتی که به از قبل به آقا داشتم و دارم .دوشب پیش یه جورایی شدم خادم امام رضا

اون روز از امام رضا خواستم منو زمین نزنه و تا شب امام رضا جوابمو داد و من شدم خادم امام رضا(ع)


| | ارادت به آ قا در پنجشنبه نهم مهر 1388;ساعت 13:20; توسط فاطمه;

یادش بخیر

اومدم امام رضا تا با تو درد دل کنم

دلمو با مهر تو هر دوتا متصل کنم

ضامن آهو رضا ، لاله ی خوشبو رضا

این شعرو یکی از شما ها که به عشق امام رضا به این وبلاگ سر زده بود برام کامن گذاشته و در حقیقت من بهانه ای هستم تا شما با امام مهربونمون حرف بزنید البته انشالله که لایق باشم.با این شعر یاد اویل باری افتادم که مهر آقا به دلم نشست.بچه بودم وقتی بادختر های بسیجی که اونموقع خیلی از من بزرگتر بودند برمیگشتیم محل اسکانمون.تو خیابون اکثر مغازه ها این نوارو گذاشته بودن.یه تیکه میخونه با این مصرع

مادرم گفته باید حلقه به گوش تو باشم

وقتی اینو شنیدم تا به مادرم رسیدم براش خوندم و گفتم فردا که رفتیم حرم باید برام بخرید.این شد که هرگز این مداحی زیبا رو با صدای محسن محمدی فراموش نمیکنم.

دوست عزیز که ادرس وبلاگتو نذاشتی و تقاضای تبادل لینک کردی بخاطر این کامنت و شعر یکه برام نوشته بودید ممنونم.امیدوارم اگه باز به وبلاگم سر زدین ادرس وبلاگتونو بزارید.التماس دعا


| | ارادت به آ قا در شنبه چهارم مهر 1388;ساعت 23:28; توسط فاطمه;

امام رضا عاشق کفتراتم

وقت غروب که رو زمین خورشید

واسه زمین مثل نگینه خورشید

تو سینه کبود هفت آسمون

شمال شرق سرزمین ایرون

یه گنبد طلایی قشنگه

که آشیونه دلای تنگه

یه تیکه خاک از آسمون گرونتر

یه دست از رودخونه مهربونتر

منتظره هرکی که حاجت داره

هرکی دلش شوق زیارت داره

هرکی که اسم مشهدو شنفته

بار سفر ببنده راه بیفته

هرکسی که جز تورو دید کور شه

الهی که از حرم تو دور شه

به آب و آیینه قسم گداتم

امام رضا عاشق کفتراتم


| | ارادت به آ قا در شنبه چهارم مهر 1388;ساعت 23:16; توسط فاطمه;

کاش

كاش یك شب ، باز مهمان دو چشمت می شدم   

ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت می شدم

كاش یك شب می گذشتم از فراز چشم تو

گرم گل گشت خراسان دو چشمت می شدم

كاش یك شب می سرودم گنبد زرد تو را

فارغ از دنیا ، غزل خوان دو چشمت می شدم

صحن و ایوان تو را ، ای كاش جارو می زدم   

چون كبوترها ، نگهبان دو چشمت می شدم

ضریح تو را ، ای كاش با گلاب ناب می شستم

چون خدام ، نگهبان دو چشمت می شدم

ضامن آهوست ، چشمان شهید روشنت

                                                كاش آهوی بیابان دو چشمت می شدم

كاش یك شب معرفت می چیدم از چشمان تو

                                                غرق در دریای عرفان دو چشمت می شدم

كاش یك شب می شدم خیس نگاه سبز تو

                                                شاهد اعجاز باران دو چشمت می شدم

كاش یك شب نور می نوشیدم از چشمان تو

                                                می درخشیدم ، چراغان دو چشمت می شدم

كاش یك شب می شكستم چون دل پروانه ها

                                                چون شقایق ها ، پریشان دو چشمت می شدم

حلقه یك شب می زدم من بر ضریح زخم تو

                                                زائر زخم گل افشان دو چشمت می شدم

كاش آن زهری كه پرپر كرد چشمان تو را

                                                كام من می شد ، قربان دو چشمت می شدم

سخت شیرین است طلا و روشن چشمان تو

                                                 كاش یك شب،  باز مهمان دو چشمت می شدم


| | ارادت به آ قا در پنجشنبه دوم مهر 1388;ساعت 0:5; توسط فاطمه;

گل زهرا

میـشود ایـن رمـضان مـوعد فـردا باشـد
آخـرین مـاه صیـام غـم مـولا بـاشـد
میـشود در شـب قـدرش به جـهان مـژده دهـند
که هـمین سـال ظـهور گــل زهـرا باشـد


| | ارادت به آ قا در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388;ساعت 10:56; توسط فاطمه;

مدح هشتمین اختر فروزان امامت

اى غريبى كه ز جدّ و پدر خويش جدائى
خفته در خاك خراسان ، تو غريب الغربائى
چه ثنا گويمت ، اى داور هفتاد و دو ملّت
كه ثنا خوانده خدايت ، تو چه محتاج ثنائى
اين رواق تو و صحن و حَرَمَت ، همچو بهشت است
روضه ات ، جنّت فردوس و مسمّى به رضائى
آه ، از آن دم كه ز سوز جگر و حال پريشان
ناله ات گشت بلند، آه تقى جان به كجائى
اى شه يثرب و بطحا، تو غريبى به خراسان
سرور جمله غريبان و معين الضّعفائى
اغنيا مكّه روند و فقرا سوى تو آيند
جان به قربان تو اى شاه كه حجّ فقرائى
بيا كه مظهر آيات كبريا اينجاست
بيا كه تربت سلطان دين ، رضا اينجاست
بيا كه گلبن گلزار موسى جعفر
بيا كه ميوه بستان مصطفى اينجاست
بيا كه خسرو اقليم طوس ، شمس شموس
بيا كه وارث ديهيم مرتضا اينجاست
شهنشهى كه به چشمان ، غبار درگاهش
كنند حُور و ملايك ، چو توتيا اينجاست
اگر كليد در رحمت خدا جوئى
بيا كليد در رحمت خدا اينجاست
در مدينه علم و كمال و زهد و ادب
در خزينه بخشايش و عطا اينجاست
ز قبله گاه سلاطين بخواه حاجت خويش
شهى كه حاجت مسكين كند روا اينجاست
قدم ز صدق و ارادت در اين حرم بگذار
كه مهد عصمت و ناموس كبريا اينجاست
بيا كه منبع فيض و عنايت ازلى
بيا كه مطلع و الشّمس و و الضّحى اينجاست
امام ثامن و ضامن ، رضا كه بر حرمش
نهاده اند شهان ، روى إ لتجا اينجاست
به خضر كز پى آب بقاست سرگردان
دهيد مژده كه سرچشمه بقا اينجاست



| | ارادت به آ قا در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388;ساعت 23:13; توسط فاطمه;